ستاره دوستت دارم

دوستت دارم ستاره! (قسمت پایانی)

قسمت قبل

با شنیدن صدای تشویق مهمانان ترسم ریخت. کمی برایشان از آلودگی نوری حرف زدم و بدون اینکه به آقای شهابی نگاه کنم، چراغ بالای سرم را نشان دادم و گفتم: اگه همه جا از این چراغ ها بذاریم که به جای آسمون، زمین رو روشن کنه، شاید دوباره بتونیم ستاره ها رو ببینیم نه اینکه فقط توی فیلم ها و نقاشی ها و عکس های قدیمی دنبالشون بگردیم .

این دفعه صدای دست زدن بلندتر شد. زیرچشمی به آقای شهابی نگاه کردم، داشت لبخندزنان به آقای پناهی که کنارش نشسته بود چیزی می گفت.

حالا نوبت امیرعلی بود که درباره خورشید توضیح بدهد. کلاه زردی شبیه خورشید روی سرش گذاشت که بانمک تر شد. آرام سرجایش قرار گرفت و محکم شروع کرد:

–  خورشید بزرگترین ستاره سامانه خورشیدی یا همون منظومه شمسیه. بسیار بزرگ، پرنور و داغ که با قدرت جاذبه خودش تمام سیاره های این سامانه رو توی مدارشون نگه می داره .زمین سومین سیاره ایه که دور خورشید می گرده. اگه ما به خورشید نزدیکتر بودیم، می سوختیم و اگه دورتر بودیم یخ می زدیم و دیگه وجود نداشتیم. بنابر این نتیجه می گیریم که همین جا، جامون خیلی خوبه !!

sun3

همه خندیدند. امیرعلی هم خندید اما کمی هول شد و یادش رفت و به کاغذ نگاه کرد:

ـ قطب خورشید …

پارسا یواش گفت : قطر.

 – آهان ، قطر خورشید یک میلیون و چهارصد هزار کیلومتره !

همه با دقت و تعجب گوش می کردند. من و پارسا با رضایت و امیدواری به هم لبخند زدیم  اما همچنان از سعید خبری نبود.

sun2

بعد از تشویق همسایه ها و تشکر امیرعلی، پارسا کنار تصویر ماه ایستاد:

–  حالا نوبت نزدیکترین همسایه زمین رسیده، یعنی ماه. ماهی که تقریبا هر شب می بینیمش، زیباست، بهش علاقه داریم و زمان و تقویم رو نشون می ده، خلاصه خیلی توی زندگی ما تاثیر داره.  اندازه  ماه، ۲۷ درصدِ اندازه‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ زمینِ ماست. مثل سیاره های دیگه از خودش نوری نداره و نور خورشید رو بازتاب می ده.  بعضی از ستاره شناسان معتقدن که ماه از زمین جدا شده  …  .

Moon_Planet

توضیحات پارسا هم که تموم شد، من برای اعلام پایان برنامه ها رفتم.

 – از شما مهمانان عزیز که دعوت ما رو پذیرفتید تشکر می کنیم و امیدواریم این برنامه مورد توجه شما قرار گرفته باشه. در پایان می خواهیم  شما را به شنیدن یک موسیقی بی نظیر دعوت کنیم؛ صدای فضا! البته همون طور که می دونید در خلأ یعنی جایی که هوا نیست، صدا هم نیست اما کنار سیارات امواجی وجود داره که اون ها رو ضبط و بعد  تبدیل به صوت کردن شاید با کمی چاشنی هنر!

همچنان که مردم محو موسیقی جادویی شده بودند، سعید با یک شنل نقره ای و براق مثل آدم فضایی های کوچولو از در وارد شد و به سمت آقای شهابی رفت و با گریه گفت: من خیلی معذرت می خوام. نمی خواستم شما رو ناراحت کنم، فقط می خواستم ستاره ها رو ببینم .

دوستت دارم ستاره

آقای شهابی سعید را بوسید و گفت: خواهش می کنم پسرم. کاش قبلا این برنامه رو گذاشته بودید تا من لامپ های حبابی نفروشم اما حالا که پشیمون شدید و برای تشکر از برنامه خوبتون به پیشنهاد آقای پناهی شما چهار نفر را به دیدن “گنبد مینا” دعوت می کنم البته همراه با آقای پناهی عزیز. فکر کنم بهمون خوش بگذره. یک عالمه چیزای جدید درباره آسمون  یاد می گیریم و مثل امشب یک شب خوب و فراموش نشدنی می شه .

سعید اشک هایش را پاک کرد و گفت: متشکرم آقای برقیِ شهابیِ عزیز!

فریده گودرزی