متل یا ضرب المثل- سوم

متل دوم

از خر بگو!

مردی روستایی پسری داشت که دوران نوجوانی را پشت سر گذاشته و به سن ازدواج رسیده بود.

روزی به زن خود گفت: اگر بی پولی ما همچنان پیدا کند به ناچار برای تأمین هزینه عروسی پسرمان باید خر را بفروشیم.

پسر این صحبت ها را شنید.

از آن روز به بعد هر دفعه که پدر می خواست حرف بزند، پسر به میان حرف او می دوید و می گفت:

«از خر بگو!»

منبع: داستان های امثال (مسعود حبیب اللهی)