متل یا ضرب المثل- چهارم

متل سوم

آش نخورده و دهن سوخته!

روزی شخصی به خانه یکی از دوستانش رفت.

صاحبخانه آش داغی برای او آورد. مهمان هنوز دست به سفره نبرده بود که دندانش درد گرفت و از شدت درد، دست را جلوی دهانش گرفت.

صاحبخانه به خیال اینکه چون مهمان عجله کرده و مهلت نداده تا آش سرد شود دهانش سوخته است، به او گفت: اگر صبر می کردی آش سرد می شد و دهنت نمی سوخت.

مهمان که از شنیدن حرف صاحبخانه، عرق شرم بر پیشانی اش نشسته بود، در جواب صاحبخانه گفت:

 بله، آش نخورده، دهن سوخته!

 

منبع: داستان های امثال (ریشه ضرب المثل های ایرانی)، مسعود حبیب اللهی