شب قدر شهر نوجوان

مناجات شب قدر

خدایا !
امشب، شبی است که می گویند نزد تو از هزار شب برتر است، شب مناجات و دعا، پس می خواهم با تو درد دل کنم و می خواهم که امشب بیش از همیشه نگاهم کنی و صدای این بنده خسته دل را باز هم بشنوی و می دانم که می شنوی و هنوز آخرین جمله ات در گوشم است که: از قلب کوچک و خسته تو تا من فقط یک قدم است یک (الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب) است و یک راه مستقیم و اگر گمشدی فقط کافی است از دلت شر وع کنی و دستهایت را بلند کنی تا من دستت را بگیرم و صدایت را می شنوم.
خدایا !
می گویند امشب شب بیدار شدن است نه شب بیدار ماندن و من امشب فهمیدم که چرا باید بیدار شوم از خواب گرانی که سراسر وجودم را فراگرفته و تو می خواهی چنین شبی برای بیدارشدن و چشم گشودن باشد.
خدایا !
از تو می خواهم که در چنین شب عزیزی باز هم دستانم را بگیری و مرا از تاریکی و جهل به سوی نور و خود هدایت کنی.
خدایا !
امشب می خواهم صدایت کنم و با (الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب) طلب بخشش کنم بابت تمام خطاها و گناهانی که لذتش رفته است و تمام شده ولی مسئولیتش برایم مانده است.
خدایا !
ببخش به خاطر حسرت خوردن نداشته هایم و نادیده گرفتن داشته هایم.
خدایا !
بشنو فریادم را
الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب … .

شهره کلائی