شاهنامه- شهر نوجوان

پهلوانان شاهنامه – داستان رستم و سهراب (۵)

«گزاینده کاری بد آمد به پیش»
در بخش چهارم، کی کاووس و پهلوانان گرد هم آمدند و به این نتیجه رسیدند که برای نبرد با سهراب (پهلوان نوجوان) از جهان پهلوان (رستم) کمک بخواهند و …

 

 

کی کاووس نامه ای به رستم نوشت و ضمن آن پهلوانی ها و شجاعت های او را بسیار ستایش کرد:

یکی نامه فرمود پس شهریار
نوشتن بَرِ رستم نامدار
دل و پشتِ ایران و نیران تویی
به چنگال و نیرویِ شیران تویی
چو گردِ پیِ رخشِ تو نیل نیست
هماوردِ تو در جهان پیل نیست
کمندِ تو بر شیر بند افگند
سنان تو کوهی ز بُن بَرکَنَد

و نامه را به دست گیو راهی زابلستان کرد تا هرچه زودتر به دست رستم برسد:

به گیو آنگهی گفت برسانِ دود
عنانِ تکاور بباید پسود
بباید که نزدیکِ رستم شوی
به زاول نمانیّ و گر نغنوی

گیو با سرعت تمام خود را به رستم رساند و ماجرای سهراب را بازگو کرد و گفت که باید خیلی زود نزد کاووس شاه روند:

بگفت آنچه بشنید و، نامه بداد
ز سهراب چندی سخن کرد یاد

رستم خندید و از اینکه در سپاه ترکان (تورانیان) پهلوان نوجوانی چنین حضور دارد، با تعجب گفت: البته من در سرزمین توران پسری دارم اما هنوز کم سن و سال است و چیزی از جنگ نمی داند!

از آزادگان این نباشد شگفت
ز ترکان چنین یاد نتوان گرفت
من از دخت شاه سمنگان یکی
پسر دارم و، باشد او کودکی

به هر حال رستم ماجرا و حریف را جدی نگرفت و به گیو پیشنهاد کرد چندی (مقداری) آنجا استراحت و سپس حرکت کنند:

بباشیم یک روز و، دم برزنیم
یکی بر لب خشک نم برزنیم
از آن پس گراییم نزدیک شاه
به گُردان ایران نماییم راه

IMG_20160307_152000

 

اما چهار روز گذشت و رستم و گیو در حال خوشگذرانی بودند:

به روز چهارم برآراست گیو
چنین گفت با گُردِ سالار نیو
که کاووس تند است و هوشیار نیست
همین داستان بر دلش خوار نیست

و اینکه این ماجرا برای کی کاووس بسیار مهم است و از تاخیر ما عصبانی خواهد شد. بعد از چهار روز بالاخره رستم همراه گیو حرکت می کند:

بفرمود تا رخش را زین کنند
دَم اندر دمِ نایِ رویین کنند

و …

معنی واژگان دشوار:
گزاینده: گزند رساننده
نیران: مخفف انیران = غیر ایران. در شاهنامه ایران و نیران مکرر به کار رفته است.
پی: پای
هماورد: هم نبرد، حریف
بر سان دود: تند و باشتاب (به کردار دود)
تکاور: اسب تندرو
شوی: بروی
گر: یا
نغنوی: نخوابی، استراحت نکنی
آزادگان: جمع آزاده، نجیب و اصیل، منظور ایرانیان هستند.
منبع: غمنامه رستم و سهراب (انتخاب و شرح دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری)

لیلا امیرخانی