خر بیار باقلا بار کن

متل یا ضرب المثل ـ چهاردهم

«خر بیار باقلا بار کن»

مردی باقلای فراوان خرمن کرده بود و در کنارش خوابیده بود.

فردی که کارش زورگویی و دزدی بود، آمد و شروع کرد به پر کردن کیسه اش، صاحب باقلا بلند شد که دزد را بگیرد. هر دو با هم گلاویز شدند و عاقبت دزد صاحب باقلا را به زمین انداخت و روی سینه اش نشست و گفت: بی انصاف! من می خواستم مقدار کمی از باقلاهای تو را ببرم، حالا که اینطور شد، می کُشمت و همه را می برم!

صاحب باقلا که دید زورش به او نمی رسد، گفت: حالا که پای جان در کار است، برو «خر را بیار باقلا بار کن».

 

منبع: داستان های امثال (ریشه ضرب المثل های ایرانی) ـ مسعود حبیب اللهی

دفعات بازدید: 96 بار